almobin نقص دین در ظاهر و باطن - مطالبی جالب از فلسفه و منطق
X
تبلیغات
رایتل
شنبه 29 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 07:38 ق.ظ
خیلی صاف و ساده دینم را داشتم و مشکلی هم نداشتم. اما آموزش و پرورش ایران هیچ اقدامی در این مسائل نکرد. مشکل من به این صورت شروع شد که از یک طرف بدون اینکه پشتوانه ی استدلالی دین ما را در مدارس قوی کنند، انواع و اقسام مزخرفات رو توی کتاب دینی قرار می دادند و حتی یک مطلب در مورد تعارض دین و فلسفه ننوشتند و نمی گفتند که ممکن است از بین این همه دانش آموز احمق، یک نفر به شک در دین بیافتد و از راه فلسفه در دین سست شود و مشکل دیگرم از زمانی شروع شد که توضیح المسائل مراجع تقلید رو که نگاه می کردم، کم کم دیدم مسأله هاش داره 3 رقمی و 4 رقمی میشه و خیلی از اونها را من نمی تونستم حفظ کنم ولی در عین حال با آنها روبرو هم بودم و مسأله ی دیگری که خیلی هم من رو آزار می داد و باعث شد که نگاه بسیار تنفرآمیزی نسبت به دین
پیدا کنم این بود که دین بسیار بسیار مبهم بود. از اون قرآنش که نصف جمله رو انگار جویده اند و بقیه نداره و یا اگر داره، اون طرف جمله اصلا به این طرف جمله نمی خوره و تازه تازه ما باید بشینیم از توی اینها احکام در بیاریم و خودمون هم نمی فهمیم چیکار داریممی کنیم. ابهلی ممکن است الان بگوید: "اینطور هام که فکر می کنی نیست." و من به او می گویم باید در جا و مکان من باشی تا بفهمی چی می گم. به هر حال با این وضع مزخرفی که دین داره، شاید فقط ترس از جهنم و یا حرص بهشت مردم رو به بهشت بکشونه وگرنه من که خودم شخصا بیشتر از اینکه بخوام از دین اعصاب راحتی کسب کنم، دچار وسواس و تشنج های عصبی شدم. فقط تنها راهی که دین داره اینه که خودشو به شکل حد تام تعریف کنه. البته چون دین بر اساس فطرت است، تا به حال زنده مانده است وگرنه من نمیدونم آیا واقعا سعادت با یادگرفتن 3 هزار مساله شرعی حاصل می شود؟ یا باید نیت پاکی داشت و اگر یک مساله شرعی را هم اگر کسی بلد نباشد ولی قلب پاکی داشته باشد، سعادت مند می شود؟ پس این رساله ها چیست؟

من این متن را نوشتم تا شما کمی با مشکلات دین آشنا و این متن به این دلیل نیست که حرف های من درست است بلکه برداشت من است و من روی برداشتم از دین پا فشاری نمی کنم.
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo